دوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم...دوست گرفته شهر دل من به کجا سفر کنم...
روزگاری ماندگاری داشتیم اینچنین خار نبودیم اعتباری داشتیماینکه در فصل خزان دیدی مرا با پشت خم این زمستان رانبین ما هم بهاری داشتیم... به زندانی گفتند از تو تنها تر کیست؟؟؟؟؟گفت--کسی که دلش زندانی دل دیگر است
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت
۱۱:۳٦ ب.ظ توسط حسام یزدی نظرات () |
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت
٢:٤٢ ب.ظ توسط حسام یزدی نظرات () |
| Design By : Mihantheme |






